۱۳۹۷ اسفند ۱, چهارشنبه

در خون‌مان


برگردانی از In Our Blood از YOB






همه‌‌عمر /  خیره‌ به شعله‌ها / به لهبِ خدایان / - خدایان‌مان / که می‌سوزند
در این پریشانیِ رویایی / در چشم‌هام / رنگ‌ها می‌کاهند در دهلیزها
دهلیزهای تهی / گسیل دارید ریشه‌هایم را / در عرصه‌های مجهول

اذهانِ آسیمه
زبان‌های سندره
مرضِ جان

فرسته از مفقودان / نور می‌ستانند / دید از درون می‌ربایند

به اعماق / ظلما برمی‌آشوبد / در ما / به قریب / هویدا / و مرئی بی‌از ترس
پوست بدَر / دل افشا کن / در شفق
ای شوکتِ لاجورد / بازگردان / این آغوشِ سایه‌گون را

تراگردان ذهن را
 به گشتِ ذره‌
به شکافِ چنده

دیدِ جان / فرسته از احد / حکمتِ واحد / می‌درخشد / راه نشان می‌دهد / به صعود
خون به سخن می‌افتد / رودهای درون می‌انگیزد

از زه‌دان تا به زادگاه / بارانِ بردریا
از خیز تا زمین / نی به صدا
از زاد تا به گور / دمِ عشق به رهایی
این زنجیرهای ذهن / این خدیوِ تهی / این ابرهای بر صحنه / از جاگاهِ میانی
از آن‌جا که در خون‌مان / هماره می‌‌دانیم

در خون‌مان هماره می‌دانیم